تبليغاتX
دلت را خانه ی ما کن
مصفا کردنش با من
 

ـ دوست دخترته ؟

ـ نه !

ـ پس چرا انقدر با هم صمیمی هستین ؟

ـ دشمن مشترک داریم

ـ آهان ! اون کیه ؟

ـ کتاب "گذار از مدرنیته ی نیچه" !!

 

پی نوشت :

جوان های ایرانی توی دانشگاه واسه ی دوستی دنبال هزار تا بهانه هستند !

از جزوه گرفته تا کتاب های نیچه ، مارکس و انگلس !!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1:23  توسط ساچوره  | 

 

یه مشکل ساده ی اداری تو دانشگاه آزاد واسم پیش اومد

( به کلمه ی ساده دقت کنید )

 

چند روز طول کشید ؟

۷ روز !

 

چند تا کاغذ مصرف شد ؟

نزدیک به ۵۰ عدد !

 

چند تا امضاء ؟

شاید ۲۰ تا !

 

ضرب  کنید در تعداد دانشجوها !!

کاغذ به جهنم !

وقت مردم !

 

پی نوشت مسئولین : مگه اهمیت هم داره ؟!

پی نوشت من : مردم خسته اند ! عصبی اند !

یکی یه کاری بکنه !!

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 2:40  توسط ساچوره  | 

 

دکتر شریعتی هم یه جمله ی باحال داره :

 

" ای آزادی ! چه زندانها که برایت نکشیده ام ! "

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 1:8  توسط ساچوره  | 

 

من از ولتر هیچی نمیدونم !

اما فقط به خاطر یه جمله که ازش شنیدم عاشقش شدم !

 

"با اینکه با عقیده ات مخالفم اما برای اینکه بتوانی آزادانه

حرفت را بزنی جانم را میدهم"

 

پی نوشت : امیدوارم شعار نبوده باشد !!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:30  توسط ساچوره  |