|
مصفا کردنش با من
|
از عشق نمی نویسم که رنج است
ریشه ی رنج به فلسفه بر میگردد
فلسفه هم چرایی هستی است
و چرایی هستی جوابی ندارد جز عشق
تسلسل عللی بیش نیست زندگی !
پوچ !!
پی نوشت :
یاسین داره فلسفه می بافه !!
بشر دوباره به جنگل پناه ببرد . . . !
پی نوشت :
پنج ساعت در روز برق نداریم !
ما دیگه کی هستیم !
که دست هر چی بدی هاست ما از پشت بستیم !
این انسان احمق . . .
خود سر تا پا گناه بود
از انسانیت چیزی نفهمید
ولی شعر انسانیت سرود !
چند هزار سال گذشت . . .
انسان . . .
حیوون باطلش رو چروند !
تولد امام علی (ع) و روز پدر مبارک ![]()
انسان . . .
چشمهای بی حیا
توده ای حال به هم زن !
بعضی ها از مرگ می ترسند
بعضی ها از ترس می میرند
قصه ی وفا افسانه شد
با وفا هم اسطوره !!
آخ که قربونش برم
کسی که علامت تعجب رو اختراع کرد !
پی نوشت :
میخوام تعجب کنم :
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چه انتظار غریبی . . .
چرا نمی آیی ؟
زندگی معجون تلخی است که
همه ی ما مجبور به چشیدنیم
پس می چشیم به نام کسانی که
دوستشان داریم و خبر ندارند ,
دوستمان دارند و خبر نداریم . . .
پی نوشت :
امشب شب آرزوهاست
خدایا , هیچ آرزویی ندارم
شکر . . .
اولش فکر نمیکردم
که دلم رو برده باشه . . .
چرا همه آره . . .
اونوقت تو نه ؟!
من خیلی خرم . . .