|
مصفا کردنش با من
|
مرگ . . .
فرصتی است طلایی برای رشد شخصیت !
مونس منو به یه بازی دعوت کرد :
(( باید بهترین پستتو معرفی کنی ))
به خدا دلم نمیومد یه دونه رو انتخاب کنم
همشون عین بچه هام میمونن !!!!
ولی با اشک و آه اینو انتخاب کردم :
به آرامی آغاز به مردن میکنیم . . .
تاتیانا هم یه بازی دیگه پیشنهاد داده :
(( سه تا ترانه اي كه حس و حال الانتون رو بيان مي كنه بنويسين ))
۱- کسی حرف منو انگار نمیفهمه ! ( داریوش )
۲ - وقت رفتن نمیخوام ببینمت ! ( حمید عسگری )
۳ - خیلی دلم گرفته از خیلیا ! ( محسن چاوشی )
همه رو به این دو بازی زیبا دعوت میکنم ( تو رو خدا ) !!!
در ضمن پست پائینی رو با دقت بخونین
من . . .
انتهای یک کوچه ی بن بست
و سعی در قدم از قدم برداشتن
شعور هم خوب چیزی است
اینجا آخر راه است !
.
.
.
من شکسته ایستاده ام
مگر نمیبینی ؟!
به سنگ ها گفتند :
انسان باشید
گفتند :
به اندازه ی کافی سخت نیستیم !
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم گفنتد بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ! می خواهم پیاده شوم