تبليغاتX
دلت را خانه ی ما کن
مصفا کردنش با من
 

شکوه و تقوا و شگفتی و زیبایی شورانگیز طلوع خورشید

را باید از دور دید . اگر نزدیکش رویم از دستش داده ایم !

لطافت زیبای گل در زیر انگشت های تشریح می پژمرد !

آه که عقل اینها را نمیفهمد !

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:44  توسط ساچوره  | 

 

همیشه پای یک زن در میان است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:50  توسط ساچوره  | 

 

شب . . .

سکوت . . .

تاریکی . . .

من . . .

پیانو . . .

کویر دکتر شریعتی . . .

 

اشک . . .

اشک . . .

اشک . . .

 

پی نوشت : به خدا نمیدونم چی به سرم اومده !

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:45  توسط ساچوره  | 

 

سلام

 

یکی از بچه ها یه حرفی زد خورد پس کله ام

گفت : هدف هاتو نمی نویسی ؟

یادم اومد که یه زمانی هدف هامو مینوشتم !

چه قدر تاثیر داشت

 

عقب افتادم از زندگی !!

 

یکی دیگه گفت :

تو بهشتی هستی یا جهنمی ؟

گفتم : من چند ساله تو برزخم !

( برای من برزخ بارها وحشتناک تر از جهنم است ! )

 

حال و حوصله ی هیچ چیزی رو ندارم !

 

ریش و موهام خیلی بلند شدن

تصمیم داشتم از ته بزنمشون !

امروز یکی از بچه ها بهم گفت : سلام چه گوارا !

یادم اومد یه زمانی عشق چه گوارا بودم !

به خاطر همین ریش و موهامو بلند می کردم !!

عشق هامو هم فراموش کردم !!

آرمان هامو هم . . .

 

یکی اومده تو نظر های خصوصی واسم نوشته که :

(( باریکللا ! همینطور به چای خوردنت ادامه بده ! یه چیزی میشی !

دمت گرم ! خدا حافظ ! ))

اونوقت نه اسم گذاشته نه آدرس !

 

چند وقت هم هست که مزاحم تلفنی خفن پیدا کردم !

جالب اینجاست که شماره ی هر دو خط رو هم داره !!

 

خدا . . . کمک . . .

 

نشستم از دوباره سنتوری رو دیدم

بازم گریه !

خیلی رو اعصابه !

 

محسن چاوشی عزیز . . .

 

خدا حافظ . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 19:46  توسط ساچوره  | 

 

چقدر دردناک است

همه دردشان را به تو بگو یند

اما کسی نباشد تو دردت را بگو یی . . .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 22:13  توسط ساچوره  | 

 

۱۵ فروردین ۱۳۸۷

ورزشگاه آزادی

استقلال - پرسپولیس

 

همه چیز خوب بود مگر . . .

۱- وزش شدید باد

۲- کم بودن تماشاگران

۳- باز هم مساوی شد

 

جاتون خالی بود . . .

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:24  توسط ساچوره  | 

 

این عید هم مثل همه ی عید های قبلی اومد و رفت

با همه ی خوبی هاش

با همه ی خنده هاش

 

آخرش چی ؟

روز از نو روزی از نو . . .

باز هم

پول آب را باید داد

پول گاز جدا . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 22:36  توسط ساچوره  | 

 

چند وقته "واستا دنیا" دلمو زده !

آخه احساس میکنم . . .

ولش کن

دنبال یه بلاگ جدیدم !!!!

 

تو چی میگی ؟

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 21:27  توسط ساچوره  | 

 

خب که چی ؟

عیده که عیده ! هر چی میخواد باشه !

سال نو شده ؟ خب باشه !

مهم منم که از تعطیلات خوشم نمیاد !

از مسافرت بدم میاد

عجب مردم خوشحالی داریم . . . !

 

بعدا نوشت ۱ :

ولی نو آوری و شکوفایی رو پایه ام اساسی !

بعدا نوشت ۲ :

داشتم آرشیو بلاگمو میخوندم

آره حق با شماست

نوشته هام افت کردند

آمار بازدید وبلاگ هم اینو نشون میده

جبران میکنم . . .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:3  توسط ساچوره  |