تبليغاتX
دلت را خانه ی ما کن
مصفا کردنش با من
 

راهپیمایی روز جهانی قدس - تهران :

یه گوشه چند تا آدم باحال ! یه تومار آویزون کرده بودند که توش اسم چند تا از شرکت های

صهیونیستی نوشته شده بود و از رئیس جمهور خواسته بود که این شرکتها را تحریم کنه .

اون آدمای باحال هم با سر و صدای زیاد از مردم میخواستند که این تومار رو امضا کنند .

من یه نگاه به اسامی شرکتها انداختم :

(( فورد ـ موبیل ـ شل ـ آی بی ام ـ مایکروسافت ـ جنرال الکتریک ـ آی تی تی ـ رنو ـ فیلیپس

مرسدس بنز ـ فولکس واگن ـ جنرال موتورز ـ بایر ـ زیمنس ـ نستله ـ گود یر ـ آ ا گ ـ کاتر پیلار

فیات ـ براون ـ بوش ـ کوکا کولا ـ پپسی کولا ـ سینگر ـ هنکل ـ الکترو لوکس ـ اریکسون

ناسیونال ـ ایزوگام ـ جی ال ایکس و . . . )) (حال کردین شرکتها رو ؟؟!! )

 

با خودم فکر کردم :

۱- با توجه به فروش بالای این شرکتها در سراسر جهان تحریم ما هیچ اثری بر اوضاع

آنها نخواهد داشت . ( مثل سوزن تو انبار کاه ! )

۲ - همین که اونا مارو تحریم نمیکنن باید خدا رو شکر کنیم !

۳ - اگه ما اون شرکتها رو تحریم کنیم اونوقت از چی  استفاده کنیم ؟!!

 

پی نوشت :

من میگم جمع کنیم و بریم از دوباره تو غار زندگی کنیم ( بازگشت به اصل خویش ) !!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 13:49  توسط ساچوره  | 

 

آهنگ های شادمهر رو پخش میکنن

آهنگ های قمیشی رو پخش میکنن

آهنگ های سامی یوسف رو پخش میکنن

آهنگ های . . . رو پخش میکنن

بدون اجازه ! ( شما بخونین دزدی )

"هامون" رو با ۴۰ دقیقه سانسور پخش میکنن ( بازم بدون اجازه )

"توبه ی نصوح" مخملباف رو هم پخش میکنن بدون قید نام کارگردان

فیلمهای روی پرده ی سینماهای آمریکا رو نشون میدن ( با کیفیت پرده دزدی ) !!

و . . .

بعد چند روز هم سر کار گذاشتن مردم با تبلیغ پخش فیلم "اخراجی ها"

شبی که باید پخش میشد ( جمعه شب ) در دقیقه ی نود زیر فشار عده ای ( ! )

فیلم دیگری را پخش میکنند !

 

پی نوشت : این پیامک برام اومده بود :

میدونین فرق شهرداری و صدا و سیما چیه ؟

اولی آشغال جمع میکنه دومی آشغال پخش میکنه !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:23  توسط ساچوره  | 

 

لوکیشن : استان یزد - شهر میبد

روز - خارجی :

آسمان ؟

آبی ترین آبی ای که دیده ام تا به حال .

شب - خارجی :

آسمان ؟

آسمان پر از ستاره است . کهکشان راه شیری را میتوانی ببینی .

 

لوکیشن : تهران - شرق

روز - خارجی :

آسمان ؟

خاکستری . . . ! ( به خدا فقط تونستم همین یه کلمه رو به کار ببرم )

شب - خارجی :

آسمان ؟

ماه به زور معلوم است !

 

توضیحات :

واسه یه مسافرت کوچولو رفته بودم کویر نوردی گذرم افتاد به یزد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 21:48  توسط ساچوره  | 

   

+ پدرم تعریف میکرد :

مادری شبها دیگ آب جوش روی اجاق میگذاشت تا بچه هایش خیال کنند شام دارند

دیگ آنقدر می جوشید تا بچه ها خوابشان ببرد .

- یک شام معمولی ۴ نفره در برج سفید تهران حداقل ۸۰ هزار تومان میشود .

 

+همسایه ی ما به هزار زحمت یک پیکان دست دوم قسطی خریده و با آن خرج خانواده اش را

میدهد .

- ساعت مچی یکی از دوستانم هم قیمت ماکسیما است . ( ۳۰ ملیون تومان ! )

 

+دختر یکی از آشناهایمان ۲۵ ساله است

مادرم میگوید خیلی زیباست اما به خاطر نداشتن جهیزیه خواستگار هایش را رد میکند .

- یکی از همکارهای مادرم هر ۴-۳ ماه کل دکور خانه را نو میکند .

 

+ یک معلم داشتیم که ۴ سال پشت سر هم یک کفش را می پوشید .

- نمایندگی ورساچه در تهران از کاپشنی دخترانه رونمایی کرد به قیمت ۱ ملیون و ۲۰۰ هزار تومان .

ورساچه در روز اول این رونمایی ۷۶ عدد از آنها را فروخت .

 

+ خانواده ای در همین تهران ۶ ماه است که کنار خیابان زندگی می کنند .

- یک ویلا در شهرک غرب سراغ دارم که صاحبش آن را شبیه کیک تولد ساخته است .

 

 

ادامه بدم ؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 16:41  توسط ساچوره  |