تبليغاتX
دلت را خانه ی ما کن
مصفا کردنش با من
 

انا لله و انا الیه راجعون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 20:23  توسط ساچوره  | 

 

به دروغ و مردم فریبی نه بگویید !

رای ما میرحسین موسوی . . .

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 13:30  توسط ساچوره  | 

 

نیاز به استراحت دارم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 22:36  توسط ساچوره 

 

ملیونر زاغه نشین یا زاغه نشین ملیونر ؟

خیلی فرق می کنه !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:43  توسط ساچوره  | 

 

آخرین چهارشنبه ی زندگی !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 15:25  توسط ساچوره 

 

دختران روستا به شهر فکر می کنند

و دختران شهر در آرزوی روستا می میرند !

مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند

و مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند !

 پروردگارا ! کدامین پل در کجای جهان شکسته است

که هیچ کس به خانه اش نمی رسد ؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 0:2  توسط ساچوره  | 

 

قدم زنان پیچ در پیچ کوچه های شهر را طی می کنم

و چشم در چشم کودکانی می اندازم که هیچ آینده ای ندارند !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 20:7  توسط ساچوره  | 

 

تا زمانی که کودکی به دنیا می آید ، خدا از بشر قطع امید نکرده است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:51  توسط ساچوره  | 

 

سرم درد می کند

دستمالی به من بدهید تا ببندم آن را

و بیاویزم خود را از سقف . . .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 19:59  توسط ساچوره  | 

 

مرگ کوچک تر از اندام من است !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 16:5  توسط ساچوره  | 

 
میرحسین موسوی